حماســـــــــه جاودان
 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَيْنِ

قربان زخم حنجرت

قربان زخم حنجرت، ای بابا، ای بابا

گردد سکینه دخترت، ای بابا، ای بابا

بـــابا چرا سر در بدن نداری، نداری

بــــابا چرا بر تن کفن نداری، نداری

بابـــا چرا با من سخن نداری، نداری

رنجیــده از من خاطرتف ای بابا، ای بابا

بــــــــــابا سرت را از جفا بریدند، بریدند

بابا تنت در خاک و خون کشیدند، کشیدند

بابــــــــا ز خنجر پهلویت دریدند، دریدند



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 9 آذر 1393  توسط امیرحسین

عشق تورا حسین به عالم نمی دهم

عشق تورا حسین به  عالم نمی دهم                  در دست غیر حلقه خاتم نمی دهم

 

زلف من از ازل به تو پیوند خورده است                  این وصل را به گیسوی پر خم نمی دهم

 

حمد خدا به بزم عزای تو آمدیم                          این بزم را به جنت اعظم نمی دهم

 

روزی که بر غمت بگرییم دل خوشیم                    حزن تو را به عید عجم هم نمی دهم

 

نام مقدست نمک زندگی ماست                         جز شور یا حسین دگر دم نمی دهم



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 9 آذر 1393  توسط امیرحسین

کی می شود که بال و پرم را تو وا کنی

کی می شود که بال و پرم را تو وا کنی

دل را دوباره زائر کرب و بلا کنی

دوباره این دل من هوای کربلا کرد

دل شکسته ام را به غصه مبتلا کرد

کاش که من بال و پری داشتم

تا سر کوی ات گذری داشتم

کاش به بوسیدن آن آستان

مرتبت رفتگری داشتم

به جان داداشت که عشقش این همه راه اومدیم



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 9 آذر 1393  توسط امیرحسین

هر جا که می روم ز غمت دیده پر نم است-جواد مقدم

هر جا که می روم ز غمت دیده پر نم است

هر ماه من ز داغ تو ماه محرم است

یک لحظه بی محبت تو کی کشم نفس

دنیای بی حسین برایم جهنم است

عمری گریستم که موظف به گریه ام

گر نه فلک بگریه شود باز هم کم است

در مکتب تو بحث سیاه و سفید نیست

نام تو افتخار خداوند عالم است

شرح غلام ترک تو متن کتاب هاست

یک موی به قیمت صد جام و صد جم است

مریم که در کتاب خدا ذکر نام اوست

یک زینب تو اسوه و استاد مریم است

انگشتری که هست در انگشت مصطفی

بی شهد نام نامی تو نقش خاتم است



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آذر 1393  توسط امیرحسین

نوحه و متن شب عاشورا، شهادت امام حسین علیه السلام پریشون ِ زینب-مجتبی رمضانی

پریشون ِ زینب

بی سامون ِ زینب

شلوغه تو گودال

نرو جون ِ زینب

پاشو ای برادر

جلو چشم مادر

تو خوردی زمین و

اومد شمر با خنجر

من و می دید

خنجر رو حنجر می كشید

وحشیونه شمر پلید

سر از تن ِ تو می برید



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آذر 1393  توسط امیرحسین

متن روضه حضرت زینب سلام الله علیها(شب عاشورا)-حاج مهدی سلحشور

آی بمیرم،ای كاش یكی به جای دستای زینب چشمای زینب و می بست،این منظره ها رو نمی دید،آخ تا رسید كنار گودال قتلگاه،هر چی صدا زد،دادش جواب زینب و بده،حسین چشما رو باز نكرد،تا قسم داد حسین جان،جان مادرم، چشمای خون گرفته رو باز كرد،زینب برگرد برو به خیمه،می گه دیدم زینب داره می ره،اما عقب عقب می ره،هی به سر می زنه،هی فریاد می زنه،حسینم و دارن می كشند، أَمَا فِیكُمْ مُسْلِمٌ؟ یه مسلمون بین شما پیدا نمی شه؟ آی بمیرم،نانجیب روی زینب و زمین زد،گفت:مگه نمی بینی حسین و دارن می كشند،گفت :كار حسین و زودتر تموم كنید،یه وقت زینب ببینه،سری به نیزه،اگه این روضه یه شب در سال جا داشته باشه بخونی امشبه،وقتی شام غریبانیه،بی بی زینب زیر این خیمه نیم سوخته ها خوابش برد،عجب خوابیدنی،خواب به چشمش اومد یا نه،بی بی بیهوش رو زمین اوفتاد،این بچه ها سرشون رو دامن بی بی،همه از حال رفتند،یه وقت در عالم رؤیا حضرت زهرا سلام الله علیها رو در خواب دید،مادر اومدی،اما دیر اومدی،یه جمله رو می خوام عرض كنم،گفت زینب جان،من از صبح اینجا بودم،خودم همه ی منظره ها رو دیدم ،اونوقتی كه می خواست سر از بدن حسین جدا كنه،سر رو دامن خودم،هر چی فریاد زدم،بُنَیَّ.



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آذر 1393  توسط امیرحسین

متن روضه امام حسین علیه السلام(روز عاشورا)-حاج محمد رضا طاهری

بذار سلام رو با سلامی كه امام زمان(عج)امروز داده عرض كنیم،هرچه بادا باد،به ما ربطی نداره،میگیم آقامون این طور برامون ترسیم كرده.

أَلسَّلامُ عَلَى الشَّیْبِ الْخَضیبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْخَدِّ التَّریبِ، أَلسَّلامُ عَلَى الْبَدَنِ السَّلیبِ

این شب و روزها روضه های سنگینی خونده میشه،بعضی ها طاقت ندارن بشنوند،اما بعضی روضه ها رو خود خدا خونده،این روضه از طرف خداست،جبرئیل حامل این روضه است،داره برای آدم ابوالبشر علیه السلام روضه میخونه،وقتی رسید،گفت:آدم این طور كه من میگم بگو خدا توبه ات رو قبول میكنه، یا حمید بحقّ محمّد، یا عالی بحقّ علی، یا فاطر بحقّ فاطمه، یا محسن بحقّ الحسن،همه رو آدم بعد جبرئیل داره میگه،تا رسید به این اسم،بگو:یا قدیم الاحسان بحقّ الحسین،گفت جبرئیل این آخری چه اسمی بود،دلم رو زیر و رو كرد ،گفت:برات میگم،دلیلشم میگم،این فرزند پیامبر آخرالزمانه،با لب تشنه میكشنش،صدا زد آدم روضه ات بی دلیل نیست،برای اون آقایی گریه میكنی،كه با لب تشنه،زبانم لال،مثل گوسفند،من نمیگم،جبرئیل داره میگه،امام رضا علیه السلام  هم این طور روضه خونده،بابا رئوف تر از امام رضا علیه السلام مگه،سراغ داری؟اما رضا میگه: یَا ابْنَ شَبِیبٍ: إِنْ كُنْتَ بَاكِیاً لِشَیْ‏ءٍ فَابْكِ لِلْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ( علیه السَّلام (،عین این عبارت رو،زبونم لال دیگه نگم،عین این عبارت رو امام رضا علیه السلام میگه،ابن شبیب گریه كن،برا اون آقا،بابا زین العابدین علیه السلام سی و پنج سال بعد،هر موقع از بازار قصاب ها رد میشد،نگاه میكرد یه گوسفندی رو دارند ضبح میكنند،میگفت:آب بهش دادید یانه،میگفت:آقاجان این چه سئوالیه،دین ما اینطور به ما یاد داده،میدیدند سر به دیوار گذاشته،داره،های های گریه میكنه،میگه ای تشنه لب حسین.... تازه داری رنگ و بوی عاشورا پیدا میكنی،كسی عاشورا تو مجلس حسین علیه السلام میاد،تماشاچی نباشه،تماشاچی فقط امروز دور گودال بودند،یه عده تماشا میكردند،زینب كبری اولین حرفی كه زد،به عمر سعد ملعون،فرمود :نانجیب ایستادی داری نگاه میكنی،دارن داداشم رو می كشند.



ادامه مطلب

 
نوشته شده در تاريخ شنبه 8 آذر 1393  توسط امیرحسین

بالاي صفحه



تمامي حقوق اين وبلاگ براي حماســـــــــه جاودان محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز مي باشد.